۱. مقدمه – دیپلمات آرام در طوفان انقلاب
در تاریخ چین معاصر، کمتر شخصیتی به اندازهٔ ژو اِنلای (Zhou Enlai) توانسته است همزمان نماد وفاداری حزبی، عقلانیت سیاسی و ظرافت دیپلماتیک باشد. او نخستوزیری بود که از نخستین روز تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ تا واپسین سالهای زندگیاش، در مرکز تمامی تصمیمهای بزرگ کشور حضور داشت. در دوران پرآشوب مائو زدونگ، زمانی که انقلاب فرهنگی و تنشهای جهانی چین را در آستانهٔ فروپاشی قرار داده بود، ژو اِنلای نقش تعادلبخش و میانجی را بر عهده گرفت؛ مردی که بدون هیاهو، اما با تدبیر، مسیر چین را به سوی جهان جدید باز کرد.
۲. زندگی و شکلگیری اندیشهٔ سیاسی
ژو اِنلای در سوم مارس ۱۸۹۸ در استان جیانگسو زاده شد. او در خانوادهای با ریشههای فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی علاقهمند به تاریخ و سیاست بود. تحصیلات خود را در دبیرستان نانکای (Nankai) و سپس در فرانسه ادامه داد، جایی که در دههٔ ۱۹۲۰ با موج اندیشههای سوسیالیستی و ضداستعماری اروپا آشنا شد. این تجربهٔ غربی بعدها در نگاه واقعگرایانه و عملگرای او به سیاست جهانی تأثیر عمیقی گذاشت.
بازگشت او به چین مصادف بود با اوجگیری مبارزات انقلابی علیه فئودالیسم و نفوذ خارجی. ژو به حزب کمونیست چین پیوست و بهسرعت به یکی از چهرههای برجستهٔ سازمانی و فکری حزب تبدیل شد. در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، در کنار مائو زدونگ، در شکلگیری راهبردهای نظامی و سیاسی مقاومت علیه ژاپن و نیروهای ملیگرا نقش اساسی ایفا کرد.
۳. میان وفاداری و عقلانیت؛ رابطهٔ ژو با مائو زدونگ
رابطهٔ ژو اِنلای و مائو زدونگ رابطهای چندوجهی و در عین حال پیچیده بود. مائو رهبر کاریزماتیکی بود که با ایدههای انقلابیاش بر همه چیز سایه میانداخت؛ ژو اما سیاستمداری عملگرا بود که بر مدیریت، نظم و کارایی تأکید داشت. او میدانست که دوام حزب کمونیست بدون مائو ممکن نیست، اما همزمان میکوشید از افراط و پیامدهای سیاستهای احساسی او بکاهد.
در دوران «جهش بزرگ به جلو» (Great Leap Forward) که میلیونها نفر از گرسنگی جان باختند، ژو با احتیاط سعی کرد برنامههای اقتصادی فاجعهبار را تعدیل کند. در دههٔ ۱۹۶۰ و طی «انقلاب فرهنگی»، وقتی بسیاری از رهبران حزب مورد حملهٔ گارد سرخ قرار گرفتند، ژو اِنلای از جایگاه خود برای حفاظت از دانشمندان، هنرمندان و حتی برخی رهبران سابق استفاده کرد. او همواره کوشید تا وجه عقلانی حکومت را از نابودی در میان شور انقلابی حفظ کند.
در حقیقت، ژو اِنلای به نوعی «وجدان دولت چین» در کنار مائو بود؛ چهرهای که سیاست را نه میدان شعار، بلکه هنر حفظ توازن میان آرمان و واقعیت میدانست.
۴. دیپلماسی در جهان دوقطبی؛ دیدار با کیسینجر و زایش چین نوین
دههٔ ۱۹۷۰ نقطهٔ عطفی در تاریخ چین و جهان بود، و ژو اِنلای در قلب آن ایستاده بود. در حالی که روابط چین و شوروی به سردی گراییده بود و ایالات متحده درگیر بحران ویتنام بود، او فرصت را برای تغییر مسیر تاریخی چین غنیمت شمرد. در ژوئیهٔ ۱۹۷۱، هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، در سفری محرمانه به پکن رفت تا با ژو دیدار کند — دیداری که تاریخ را تغییر داد.
در کتاب On China، کیسینجر این ملاقات را یکی از تأثیرگذارترین تجربیات سیاسی زندگیاش میداند و ژو را «شاید یکی از عمیقترین دیپلماتهایی که دیدهام» توصیف میکند. او مینویسد:
«ژو اِنلای با آرامشی خیرهکننده سخن میگفت، انگار تاریخ را پیش از وقوع در ذهن خود مرور میکرد.»
این دیدار، زمینهساز سفر تاریخی ریچارد نیکسون به چین در سال ۱۹۷۲ شد و به گشایش روابط دیپلماتیک رسمی میان دو کشور انجامید. از دل این گفتوگوها، چین از انزوای ایدئولوژیک به سمت دیپلماسی جهانی حرکت کرد.
ژو اِنلای در این روند، با هوشمندی توانست میان حفظ استقلال چین و ضرورت تعامل با جهان غرب تعادل برقرار کند. او نه به سازش تن داد، نه به تقابل کور — بلکه راه سومی را برگزید که بعدها سنگبنای «سیاست درهای باز» در دوران دنگ شیائوپینگ شد.
۵. میراث ماندگار در سیاست و حافظهٔ ملی چین
ژو اِنلای در ژانویهٔ ۱۹۷۶ درگذشت، تنها چند ماه پیش از مرگ مائو. مرگ او موجی از اندوه در سراسر چین برانگیخت. مردم، که از سالها خشونت و آشفتگی سیاسی خسته بودند، او را بهعنوان نماد عقلانیت، انسانیت و خدمت صادقانه مینگریستند. در پکن، صدها هزار نفر به خیابانها آمدند تا به نخستوزیر محبوب خود ادای احترام کنند؛ حرکتی که حتی باعث نگرانی حکومت وقت شد، زیرا نشان میداد محبوبیت ژو از مرزهای ایدئولوژی گذشته است.
در تاریخنگاری معاصر چین، ژو اِنلای معمولاً چهرهای «میانهرو» و «ملیگرا» معرفی میشود — کسی که برخلاف بسیاری از رهبران حزب، بیش از آنکه به ایدئولوژی دلبسته باشد، به ثبات، توسعه و حیثیت ملی کشور میاندیشید. بسیاری از پژوهشگران غربی نیز او را معمار سیاست خارجی مدرن چین میدانند.
۶. نتیجهگیری – پژواک عقلانیت در سیاست امروز چین
امروز که چین به قدرتی جهانی تبدیل شده، بازخوانی میراث ژو اِنلای اهمیت مضاعف یافته است. اندیشهٔ او مبنی بر «تعادل میان استقلال و تعامل»، همچنان در سیاست خارجی پکن دیده میشود؛ از روابط محتاطانه با غرب گرفته تا نقش فعال در سازمانهای بینالمللی.
در میان رهبران چین قرن بیستم، ژو اِنلای بیش از هر کس دیگری توانست تلفیقی از وفاداری سیاسی، درک تاریخی و مهارت دیپلماتیک را به نمایش بگذارد. او شاید در سایهٔ مائو ایستاد، اما در حقیقت ستون عقلانی دولتی بود که از دل انقلاب برخاست و راه خود را به سوی قرن بیستویکم گشود.
ژو اِنلای را میتوان تجسم یک اصل جاودان در سیاست دانست:
قدرتِ واقعی، در سکوتِ خردمندانه نهفته است.
در ادامهٔ این مقاله، ویدیویی مشاهده میکنید که نشستی دربارهٔ کتاب «ژوین الای: یک زندگی» با حضور نویسندهٔ این کتاب، پروفسور چِن جیان، در مرکز تاریخ دانشگاه واشنگتن را نمایش میدهد.