ذهنیت کمبود :
چیزی که نگاه ما به امکانها، ریسک، اشتباه، و حتی موفقیت رو شکل میده. ذهنیت کمبود؛ وقتی همه چیز کم به نظر میرسد. ذهنیت کمبود فقط دربارهی نداشتن پول نیست؛ ممکنه کسی درآمد خوبی داشته باشه ولی دائم از دست دادن بترسه یا مدام خودش رو با بقیه مقایسه کنه. این نگاه دنیا رو شبیه بازی با منابع محدود میبینه؛ اگر دیگری جلو بره، انگار از من کم شده. نتیجه؟ ترس از ریسک، حسادت، ترس از تغییر و چسبیدن به امنیت کوتاه مدت به جای رشد بلندمدت.
ذهنیت موفقیت ((گاهی شکست مقدمه پیروزی)) :
چرا شکست برای بعضی از ما اینقدر ترسناکه؟ ما زیاد دربارهی موفقیت حرف میزنیم، اما کمتر دربارهی هزینهای که باید براش پرداخت کنیم. شکست خیلی وقتا در ذهن ما معنی بدی پیدا میکنه... یعنی بیعرضگی، یعنی قضاوت دیگران، یعنی از دست دادن اعتبار. در نتیجه، خیلی وقتا ترجیح میدیم اصلاً کاری نکنیم که ممکنه توش شکست بخوریم، در حالی که کسی که شکست میخوره حد اقل تجربهای به دست آورده. ولی کسی که از ترس اصلاً شروع نمیکنه ممکنه سالها بعد هم هنوز با این سؤال روبهرو باشه: «اگه اون روز شروع کرده بودم، الان کجا بودم؟»
مقایسه نادرست :
یکی از خطرناکترین عادتهامون مقایسهست. ما توی دورهای زندگی میکنیم که تقریباً هر روز با زندگی بقیه روبهرو میشیم. شبکههای اجتماعی، عکسهای موفقیت، ماشینهای گرون، خونههای زیبا، سفرها و آدمهایی که انگار همیشه دارن جلو میزنن. اما یه مشکل اساسی هست... ما معمولاً پشت صحنه زندگی خودمون رو با ویترین زندگی دیگران مقایسه میکنیم. موفقیت کسی رو میبینیم اما سالهاش رو نمیبینیم. نتیجه رو میبینیم اما دفعاتی رو که مجبور شده از صفر شروع کنه نه. بعد به زندگی خودمون نگاه میکنیم و فکر میکنیم عقب افتادیم. مقایسه مفید جای دیگهای اتفاق میافته، مثلاً امروز خودمون رو با نسخهی پارسال خودمون مقایسه کنیم. امروز چیزی بیشتر بلدم؟ تصمیمهای بهتری میگیرم؟ مهارت جدیدی یاد گرفتم؟ از اشتباهات قبل چیزی یاد گرفتم؟ این سؤالها واقعاً میتونن به رشد کمک کنن. «من همینم که هستم»؛ جملهای که میتونه جلوی تغییر رو بگیره.
یکی از سادهترین راهها برای متوقف کردن رشد اینه که رفتارهای فعلیمون رو به هویت دائمی تبدیل کنیم: «من آدم ریسک پذیری نیستم.» «من سخنران خوبی نیستم.» اما از کجا معلوم؟ شاید امروز توی اون مهارت ضعیف باشیم، ولی ضعیف بودن با ناتوان بودن فرق داره. یک مهارت رو میشه یاد گرفت، رفتار رو میشه اصلاح کرد، عادتها رو میشه تغییر داد. و خیلی از باورهایی که سالها دربارهی خودمون داشتیم رو میشه دوباره بررسی کرد. رشد دقیقاً از همین جا شروع میشه... از جایی که به خودمون اجازه میدیم احتمال تغییر رو جدی بگیریم. اما آیا همه تقصیرها گردن خودمونه؟ نه، قطعاً نه. آدمها در شرایط یکسان زندگی نمیکنند. خانواده، آموزش، وضعیت اقتصادی، محل زندگی، ارتباطات، فرصتهای شغلی، سلامت، و دهها عامل دیگر زندگی یه نفر رو تحت تأثیر قرار میدهند. پس نمیشه تمام موفقیت یا شکست آدمها رو به ذهنیت نسبت داد. اما از طرف دیگه، حذف کامل نقش ذهنیت هم اشتباهه.
شاید نتونیم همه شرایط اطرافمون رو کنترل کنیم، اما معمولاً بخشی از انتخابهامون، واکنشهامون و رفتارهامون هنوز دست خودمونه. رشد یعنی پیدا کردن همان بخش.
ذهنیت عمومی جامعه ایران :
آیا واقعاً چیزی به نام «ذهنیت ایرانی» وجود داره؟ اینجا باید یه کم محتاط باشیم. نمیشه گفت همه ایرانیها یه ذهنیت مشخص دارن. جامعه ایران مجموعه خیلی متنوعی از آدمهاست با تجربهها، طبقات اجتماعی و سبک زندگیهای متفاوت. بهتره به جای این که بگیم «ایرانیها اینطوریان»، دربارهی بعضی الگوهای فکری رایج توی جامعه حرف بزنیم. مثلاً ممکنه توی بخشی از جامعه ترس از شکست، اهمیت بیش از حد به قضاوت دیگران یا بدبینی نسبت به آینده دیده بشه. اما اینها ویژگیهای ذاتی ایرانی بودن نیستن. خیلی از این رفتارها میتونن حاصل تجربه، محیط، آموزش، شرایط اجتماعی و حتی الگوهایی باشن که از خانواده و جامعه یاد گرفتیم. و چیزی که یاد گرفته شده الزاماً غیرقابل تغییر نیست.
شروع رشد :
رشد زمانی اتفاق میافته که مسئولیت رو بپذیریم. مسئولیتپذیری با سرزنش کردن خودمون فرق داره. قرار نیست بابت هر مشکلی که در زندگی داریم خودمون رو مقصر بدونیم. اما باید بتونیم بین این دو جمله تفاوت بذاریم: «همه چیز تقصیر منه» و «من مسئول بخشهایی هستم که میتونم تغییرشون بدم.» جملهی دوم خیلی قدرتمندتره... چون به جای گرفتار کردن ما توی احساس گناه، به ما اختیار میده. اگه مهارتی ندارم میتونم یاد بگیرم. اگه تصمیم اشتباهی گرفتم میتونم بررسی کنم چرا. اگه عادت بدی دارم میتونم برای تغییرش برنامه داشته باشم. اگه از شکست میترسم، میتونم با قدمهای کوچکتر شروع کنم. قرار نیست یکشبه آدم دیگری بشیم، قرار هر بار کمی بهتر بشیم. رشد واقعی معمولاً اونقدرها هم هیجانانگیز نیست. شبیه فیلمهای انگیزشی نیست که هر روز اتفاق بزرگی بیفته. بیشتر روزها خبری از اتفاق بزرگ نیست. رشد یعنی کمی مطالعه، کمی تمرین، اشتباه کردن، بازخورد گرفتن، دوباره تلاش کردن، گاهی نه شنیدن و ادامه دادن.
در نهایت موفقیتهای بزرگ معمولاً حاصل کنار هم قرار گرفتن همین کارهای کوچیکن. الان انگیزه ندارم، پس انجام ندم، اگه انگیزه شرط انجام دادن باشه احتمالاً بخش زیادی از مسیر رو هیچوقت نمیریم.
از کجا شروع کنیم؟
شاید بعد از شنیدن این حرفا سوال پیش بیاد که «خب، حالا دقیقاً چیکار کنم؟» جواب لازم نیست پیچیده باشه.
اول
باورهای محدودکننده خودتو پیدا کن. یه کاغذ بردار و بنویس: «من چرا نمیتونم به چیزی که میخوام برسم؟» هر جوابی که به ذهنت میرسه بنویس. بعد، یکی یکی بررسیشون کن. کدوماش واقعیت قطعین؟ کدوماش فقط ترسن؟ کدوماش تجربه گذشتهان؟ و کدوماش فقط جملهایان که سالها از بقیه شنیدی؟
دوم،
یه مهارت واقعی انتخاب کن بهجای اینکه فقط بگی: «میخوام موفق شم»، بگو: «میخوام تو سه ماه آینده فلان مهارت رو یاد بگیرم.» هدف مبهم اقدام مبهم میاره.
سوم،
کوچک شروع کن. لازم نیست یکباره کل زندگی رو عوض کنی. یه ساعت مطالعه، سی دقیقه تمرین، یه تماس، یه جلسه، یه تصمیم. یه قدم کوچیک میتونه شروع یه مسیر کاملاً متفاوت باشه.
چهارم،
از شکست اطلاعات بگیر. بعد از هر اشتباه بجای این که بگی «خراب شد»، بپرس: «دقیقاً چه چیزی از این تجربه یاد گرفتم؟» این سؤال ساده شکست رو از یه پایان، به یه منبع اطلاعات تبدیل میکنه.
جمع بندی :
در نهایت، بحث ذهنیت رشد قرار نیست مشکلات واقعی جامعه رو انکار کنه. قرار نیست بگیم اگه کسی موفق نشده حتماً کمکاری کرده. اما در کنار همهی واقعیتها، یه سؤال همچنان ارزش پرسیدن داره: چه مقدار از زندگی من تحت تأثیر شرایطیه که نمیتونم تغییر بدم و چه مقدار از آن تحت تأثیر تصمیمهامیه که هنوز میتونم تغییرشون بدم؟ شاید جواب این سؤال برای هر کسی متفاوت باشه. اما پیدا کردن همین مرز میتواند نقطه شروع خوبی برای رشد باشه. جمعبندی؛ شاید مشکل از جایی شروع بشه که دیگه سؤال نمیپرسیم. آیا واقعاً نمیتونم، یا فقط تا امروز تلاش کافی نکردم؟ آیا شکست خوردم، یا چیزی یاد گرفتم که دفعه بعد میتونه بهترم کنه؟ شاید ما نتونیم همه چیز رو تغییر بدیم، اما خطرناکترین اتفاق اینه که قبل از این که واقعاً تلاش کنیم، تو ذهنمون تصمیم بگیریم که نمیتونیم.
ذهنیت رشد یعنی این احتمال را زنده نگه داریم که نسخه امروز ما، نسخه نهایی ما نیست... قرار نیست یکشبه موفق بشیم، قرار نیست همیشه انگیزه داشته باشیم، قرار نیست هیچوقت شکست نخوریم. قرار... یاد بگیریم، اصلاح کنیم، و دوباره ادامه بدیم. و شاید پاسخ سؤال «چرا رشد نمیکنیم؟» برای هر کدوم از ما از همین جا شروع بشه: از جایی که جرات کنیم بعضی از باورهای قدیمی خودمون رو زیر سؤال ببریم.
دربارهی این ویدیو
این ویدیو با تمرکز بر مفهوم ذهنیت رشد، ذهنیت کمبود و الگوهای فکری محدودکننده تلاش میکند نگاهی متفاوت به موضوع پیشرفت فردی و حرفهای داشته باشد. اگر در بخشی از زندگی خود احساس میکنید متوقف شدهاید، شاید دیدن این ویدیو و مهمتر از آن، فکر کردن به پیام اصلیش ارزشمند باشد.
خیلی از ما وقتی به مفهوم رشد فکر میکنیم، سریع ذهنمون میره سمت شرایط بیرونی... پول، شغل، روابط، یا فرصتها. اما یه بخش مهم ماجرا درون ماست نه بیرون. اینجاست که ذهنیتها معنی پیدا میکنن.
ویدیو / مستند کوتاه
نمایش ویدیو
منبع: aparat.com
نمایش ویدیو